تبلیغات
حکمت - وصف چگونگى مرگ و مردن
جهان سر بسر حکمت و عبرت است.

وصف چگونگى مرگ و مردن

نویسنده :سجاد ذالی
تاریخ:پنجشنبه 16 دی 1389-06:20 بعد از ظهر


سختى جان كندن و حسرت از دست دادن دنیا، به دنیا پرستان هجوم آورد. بدن‏ها در سختى جان كندن سست شده و رنگ باختند، مرگ آرام آرام همه اندامشان را فرا گرفته، زبان را از سخن گفتن باز مى‏ دارد، و او در میان خانواده ‏اش افتاده با چشم خود مى ‏بیند و با گوش مى ‏شنود و با عقل درست مى ‏اندیشد كه عمرش را در پى چه كارهایى تباه كرده‏ و روزگارش را چگونه سپرى كرده به یاد ثروت‏هایى كه جمع كرده مى ‏افتد، همان ثروت‏هایى كه در جمع آورى آنها چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه ناك گرد آورده و اكنون گناه جمع آورى آن همه بر دوش اوست كه هنگام جدایى از آنها فرا رسیده، و براى وارثان باقى مانده است تا از آن بهرمند گردند، و روزگار خود گذرانند. راحتى و خوشى آن براى دیگرى و كیفر آن بر دوش اوست، و او در گرو این اموال است كه دست خود را از پشیمانى مى‏ گزد به خاطر واقعیّت‏ هایى كه هنگام مرگ مشاهده كرده است. در این حالت از آنچه كه در زندگى دنیا به آن علاقمند بود بى اعتنا شده آرزو مى ‏كند، اى كاش آن كس كه در گذشته بر ثروت او رشك مى‏ برد، این اموال را جمع كرده بود. اما مرگ هم چنان بر اعضاى بدن او چیره مى‏ شود، تا آن كه گوش او مانند زبانش از كار مى ‏افتد، پس در میان خانواده‏اش افتاده نه مى‏ تواند با زبان سخن بگوید و نه با گوش بشنود، پیوسته به صورت آنان نگاه مى ‏كند، و حركات زبانشان را مى‏ نگرد اما صداى كلمات آنان را نمى ‏شنود، سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا مى‏ گیرد، و چشم او نیز مانند گوشش از كار مى‏ افتد، و روح از بدن او خارج مى ‏شود، و چون مردارى در بین خانواده خویش بر زمین مى‏ ماند كه از نشستن در كنار او وحشت دارند، و از او دور مى‏شوند. نه سوگواران را یارى مى‏كند و نه خواننده‏اى را پاسخ مى‏دهد، سپس او را به سوى منزلگاهش در درون زمین مى ‏برند، و به دست عملش مى ‏سپارند و براى همیشه از دیدارش چشم مى ‏پوشند.



نوع مطلب : حکمت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.