تبلیغات
حکمت - چگونه می توان با مهندسی معکوس ذهن
جهان سر بسر حکمت و عبرت است.

همانطور که در قبل گفتیم ذهن انسان امواج کوانتمی را به صورت طیف های مختلفی دریافت می نماید و با توجه به اینکه یک طیف شامل سیگنال های متعددی و همچنین نویزهای متعددی می باشد که ذهن تمامی آنها را دریافت می نماید. از نظر ذهن تفاوتی بین نویزها و سیگنال ها وجود ندارد ولی با تمرکز ذهن نویزها کمتر دریافت شده و با دریافت سیگنال اصلی ما جسم مورد نظر را در ذهن تصور می نماییم. حال شما با استفاده از جسم مورد نظر می توانید تصور جدیدی را در ذهن به وجود آورید در این قسمت ذهن با ترکیب نویزها و سیگنالهای دریافتی از جسم مورد نظر تغییرات ایجاد شده را به صورت تصورات ذهنی ما در می آورد.

تصویر جدیدی که در ذهن ایجادد می شود حاصل ترکیب و تداخل سیگنال ها در ذهن است و این موضوع نشان می دهد که جسم در بیرون این قابلیت را دارد که به شکل تصور شده در آید برای اینکار باید امواج را در ذهن مهندسی معکوس نمود تا بتوان جزئیاتی را که ذهن با یکدیگر ترکیب نموده تا شکل جدید را به وجود آورد را به دست آوریم. برای اینکار باید تمرکز را به صورت جزء به جزء و روی عناصری که می تواند به صورت منفک دارای یک سیگنال مشخص باشد انجام داد و سیگنال ها را جدا نمود تا بتوان از روی آن روش ترکیب در ذهن را به معادل روش ترکیب حقیقی آن در محیط تبدیل نمود.

در صورتی که ذهن با استفاده از عناصر مختلف در ذهن یک تصور جدید را به وجود آورد در حقیقت امواج مختلف را از عناصر بیرونی دریافت و با ترکیب سیگنال های مختلف با یک الگوی منطقی تصور جدید را می سازد.

برای درک این موضوع که چگونه می توان به طور عینی این واقعیت ذهنی را به وجود آورد لازم است ابتدا الگوی ترکیبی و تداخلی امواج را در ذهن به دست آورد و با استفاده از آن الگوی ترکیب بیرونی عناصر را شناسایی نمود. در حقیقت ما دو الگو برای ساخت ترکیبات دارم یک الگوی ذهنی و دیگری الگوی عینی است. برای ارتباط این دو الگو با یکدیگر باید دست به یک مهندسی معکوس بر روی الگوهای ذهنی زد و با استفاده از عناصری که از این الگو به دست می آید می توان الگوهای عینی را برای ان بازسازی نمود و به این ترتیب با استفاده از این موضوع است که یک خلاقیت ذهنی شکل می گیرد.

جسمی را در نظر بگیرید که واقعیت عینی نداشته باشد مثلا قالی سلیمان را تجسم کنید که با آن در حال پرواز می باشید . برای این موضوع ذهن امواج مختلف را که شامل یک قالی با قدرت پرواز است را ترکیب و به راحتی تصوری که حاوی پرواز با قالی است را به وجود می آورد. حال باید یک مهندسی معکوس را آغاز نمود و با استفاده از آن یک مرحله به قبل برگشت. برای ساخت این قالی باید بر نیروی جاذبه غلبه نمود و در زیر قالی باید عناصری باشد که بر نیروی جاذبه غلبه نماید. حال لازم است بر روی این موضوع تمرکز نماییم تا ذهن بتواند الگوی مشخص برای غلبه بر نیروی جاذبه را به ما نشان دهد. 

برای درک چگونگی غلبه بر نیروی جاذبه باید اجسام مختلفی را به صورت معلق در ذهن تصور نمود و به جستجوی راه حلی برای درک معلق بودن آنها گشت. برای این کار باید زیر اجسامی که تصور می نماییم حالتی از خلا به وجود آوریم که نیروی جاذبه نمی تواند از پشت این سد عبور نماید و نیز این خلاء باعث فشار مخالف بر روی جسم می شود . می بینید که به سادگی می توان با جزئیات مسئله تمرکز جدیدی را به وجود آورد و این موضوع در موارد دیگر نیز صادق است. موضوع مهم در این خصوص باور این قضیه است که وقتی یک تصور در ذهن شکل گرفت دارای یک الگوی قابل دسترسی عینی می باشد که با تمرکز بر روی جزییات موضوع تصور شده ذهن در آن موضوعات حساس شده و امواج بسیار ضعیف که در محیط وجود دارد و از عناصر عینی این موضوع منتشر می شوند را دریافت و مسیر را برای ساخت این تصور به صورت حقیقی هموار می سازد.