تبلیغات
حکمت - موجودات ماورائی
جهان سر بسر حکمت و عبرت است.

موجودات ماورائی

جهانی که ما در آن زندگی میکنیم در واقع جلوه آن جهانی نیست که در واقیت هست . درک ما از کیهان همیشه درحال دگرگونی و حرکت رو به جلو قرار دارد. معلوم نیست که این درک ما از کیهان همیشه واحد ( ثابت ) است که دستخوش تغییر میشود و یا نه خود کیهان است که در حال تغییر است . ما هرگز نخواهیم فهمید . تنها چیزی رو که ما میتوانیم بگویم این است که " واقعیت " که در سالیان دور مورد تایید بود گاهی امروزه حتی پوچ مینماید . و حتی نمیتوان مطمئن بود که واقعیات و بدیهیات امروز در سالیان که در پیش داریم همین وضعیت را نداشته باشد . چیزهای که قبلا توهم و رویا مینمودند به کمک علم امروزی به اثبات رسیده اند مثلا موجودات افسانه ای اعماق دریا ها اکنون کشف شده اند . تمدنهای که افسانه پنداشته میشدند توسط علم امروزی از اعماق نهان مخفیگاه شان سر بر آورده اند و حتی بیشتر مشهوداتی در دست اند و جمع آوری میشوند که کمک به حل معماهای پارانورمال و ماوراالطبیعه خواهند کرد ( هر چند این لفظ متافیزیک در جهان ما اصلا معنا ندارد و هر چیزی در جهان طبیعی است ولی این ما هستیم که مرزهای موهومی در جدا کردن این دو میکشیم )
از بدو شروع تاریخ بشریت . داستانهای از موجودات عجیب . شیاطین . و موجودات شب و تاریکی همیشه مردم را ترسانده است . هرچند داستانهای مبالغه آمیزی هم از جانوران ناشناخته آن دوران مانند فیل هم در میان مردم بوده و اکنون رفع شبهه گشته و حتی داستانهای که تنها زاده تخیل و رویای نقالان آن بود ولی یک دسته از این داستانها که اغلب به موجودات ماورای و متعلق به عالم ارواح و بعد غیر مادی ما مربوط میگردد نمیشود به همین راحتی گذشت و مهر رد بر آنها زد . حتی این داستانها برای بشر دوست دار فیزیک هنوز با علم امروزیش نه قابل رد هستن و نه کاملا قابل اثبات . حالا واقعا این گونه حکایات باید کاملا رد شوند چون شواهدی را امروزه هنوز علم در تایید این حکایات از دل آب یا خاک بیرون نیاورده و یا نه مانند یک بازرس ماهر جنایی باید این داستانها را برای پیدا کردن شواهدی بررسی کرد تا با شمع پلیسی که داریم این حقایق را هم بر ملا کنیم یا کاملا رد کنیم ؟
هدف این مقاله اثبات و یا رد موجودات ماورایی نیست . در واقع هدف این نوشته کمکی است جهت شناخت آن دسته از موجودات ماورایی که که بیشترین تاثیرات را روی اعمال و مراسم جادویی دارند . همچون مراسم سنتهای ویکا جادوگری و ساحری . ممکنه بعضی از افراد خواهان ارتباط با آنها باشند و ممکنه برخی دیگر خواهان دور جستن از آنها باشند . وحتی گاهی در مراسمی مانند مراسم احضار شاهد حضور ناخواسته آنها باشیم و برای دور ماندن از چنین مواردی چه موجود مترقی باشد چه خبیث باید موجودات را از هم تشخیص داد تا رفتاری در خور به آنها نشان داد مثلا رفتار با یک بختک یا یک شیطونک و یا حتی فرشته ای کوچک متفاوت است. در واقع جادو گران و ساحرها نسبت به افراد عادی بیشترین ملاقاتها را با این گونه موجودات خواهند داشت . و ممکنه موجود ماورای انرژی ما را تقویت و یا خالی نماید و شاید برای انجام مراسمی جادویی حتی نیاز به مقابله با این موجودات باشد و شاید موجوداتی ماورای حتی به ما کمک کنند .
در آخر باید به عنوان مقدمه افزود این مقاله در برگیرنده خصوصیات خود موجود است و اگر موجودی شرور و بد و دیگری مهربان و خوب معرفی میشوند دال بر خطرناک بودن برای نوع بشر و یا نبودنش نیست .
این موجودات چه بد و چه خوب در مراسم جادویی و به منظور کمک به مراسم فراخوانده میشوند مانند فرشتگان ارواح . المنتالها و پری ها و حتی شیاطین . ولی در کل کار احضار این موجودات مگر در جادوهای پیشرفته و هرمتیک به هیچ کس توصیه نمیشود . و اصلا بدون هدف خاصی حتی فراخوان موجودی پاک مانند فرشته خالی از مخاطره برای فرد احضار گر نخواهد بود.


فرشتگان

فرشتگان موجوداتی علوی و از نور هستند که بسیار قدرتمند .پاک و خیر خواهند و البته ترسناک هستند و حس ترسی را که القا میکنند وصف ناپذیر است . کلمه فرشته یا همان انجل از کلمه لاتین آنجلوس و ریشه یونانی آگلوس که معنای پیغام رسان را میدهد اقتباس شده .
مفهوم این موجود افلاکی در یهودیت و مسیحیت و حتی اسلام خیلی تحت تاثیر معنای و مفهوم آن در آیین زرتشتیان بوده است ماند اسامی چون یازاتاس .آمشا سپنتاس .
ولی فرشتگان چی هستن ؟ این سوال شاید در دو هزار سال گذشته موجب شده که نوع بشر بیشترین جستجو و تامل را در باره این موجود داشته باشد و دومی شاید سوال دیگری بود که خیلی بحث میشد و این که چند فرشته میتواند روی نوک سوزن جای گرفته و حتی برقصند و جواب این سوالات در تمام دوران ها چه ساده و چه پیچیده از این حکایت دارد که فرشتگان همان خدایان هستند برای درک این موضوع فرد باید معنای غیر جبری واقعیت را دریابد به دور از هرگونه پیش داوری و تعصب شما میتوانید مقالات بیشماری در باره جهان های متعالی و علوی و ارواح متعالی و همچنین مقالاتی که به اساس خداوند گاری میپردازند رجوع کنید و یا حتی مقالاتی در باره طبیعت خدایان . در کل فرشتگان مذاهب در عمل با خدایان پاگانها یکی خواهند بود نه تنها در قالب معنای متعالی بودنشان بلکه در فرمشان هم یکسان هستند تنها شرایط و وضعیت نوع بشر بود که به آنها گاهی نام خدایان و گاهی نام فرشتگان اطلاق شده مانند خداوند عشق و جنگ خداوند ماه دریاها و عناصر اربعه که همانا در ادیان ابراهیمی ما فرشتگان عشق جنگ و حتی عناصر اربعه رو خواهیم داشت .
و خیلی جالب هستش که حتی در انجیل هم مشاهده میشود ک در ایه 1:82 میخوانیم خداوند در بالاترین مقاوم قرار دارد و میان دیگر خدایان حکم و حکومت میکند و همچنین در بخش ششم از همان آیه میخوانیم من میگویم شما خدایان هستید و همه شما کودکان بالاترین مقام خداوند . کلا در میان تئوریسینهای این بادیه خدایان کهن همانا فرشتگان ادیان هستند
قابل ذکر است که فرشتگان به دو گونه کوچک و بزرگ از لحاظ قدرت قابل تقسیم هستند . فرشتگان سطح پایین نهایتا مسئولیت پیغام رسانی را دارند در حالی که فرشتگان رده بالاتر بیشتر لحاظ قدرت و مسئولیت شبیه خدایان دورانهای پیشین هستن در کل در رده متعالی الهی فرشتگان در پایین ترین رده این عرش الهی قرار میگیرند .


فرشتگان مقرب


با استناد به عقاید اسلام – یهودیت و مسیحیت فرشتگان مقرب چهار تا هستن میکائیل و گابرئیل و ارائیل و رافائیل .در اکثر مراسم جادویی این چهار فرشته مقرب فراخوانده میشوند . در کل به عنوان کنترل قدرت کیهان و کمک به کنترل دیگر ارواح از آنها مساعدت خواسته میشود . و به ندرت یک ملک مقرب تنها جهت ارتباط با جادوگر بر انگیخته میشود چون این گونه بی نهایت قدرتمند و برای جادوگر و نوع بشر حتی در کنار این موجود قرار گرفتن مخاطره انگیز است .
همان گونه که قبلا در مقاله اشاره شده فرشتگان و فرشتگان مقرب همانا خدایان کهن در سنتهای دیگر هستند
و اگر طبقه بندی ادیان را در عرش الهی مد نظر قرار بدیم فرشتگان مقرب یک پله بالاتر از فرشتگان قرار خواهند گرفت

فرشتگان مطرود ( فالن انجلس )
در کلاس قرار گیری موجودات ماورایی فرشتگان مطرود همسطح شیاطین در نظر گرفته میشوند و کلا این کلاسه بندی به خاطر این انجام شده چون در سنت های یهودی و مسیحی از این سخن میرود که شیاطین همان فرشتگان مطرود و رانده شده از عرش الهی هستند که به خباثت روی آوردن – البته بحث در باره رد یا قبول این سخن اصلا در این مقاله مطرح نیست – بلکه موردی اعتقادی و خارج مبحث ماست . ضمنا اسم مخصوص این موجودات را در خیلی از مراسم احضار دوران های قبل از مسیحیت شاهد هستیم و همیشه باید به یاد داشته باشیم که مراسم احضار فرشتگان مطرود همانند مراسم احضار شیاطین بوده و فرقی با هم در عمل ندارند
در هر صورت ایده ای که فرشتگان مطرود وجود داشته و خود یک موجود با پیشینه متفاوت از شیاطین هستند مار به تقسیم بندی فرشتگان خاکستری و شیاطین خاکستری رهنمون خواهد کرد شما میتوانید این مراسم را در کتاب اول انوخیان و کتاب دوم انوخیان که فهرستی کامل از پاره ای از فرشتگان مطرود را در بردارد رجوع و جستجو کنید


این کلمه از ریشه ایرلندی " بین سیده" به معنای بانوی کوهستان گرفته شده . پری ( همجنس جنیان ) ترسناک است که قبل از مرگ به دیدار فرد می آید . و ممکنه به دیدار خانه هم بیایم و هشدار بدهد که ممکنه کسی از افراد فامیل خواهد مرد . و اگر گرفتارش کنید او حتما نام فردی که خواهد مرد را بازگو خواهد کرد . این پری را میتونید از روی گیسوان بلندش که اکثرا سیاه یا خاکستری است و لباس سبزش والبته چشمان قرمز و فروزانش در شب هنگام تشخیص دهید . اگر گروهی از این پری ها دیده شوند ممکنه پیام آور مرگ فردی سرشناس و بزرگ باشند و یا پیام آور مرگ گروه کثیری از افراد .
بانشه یه موجود خبیث نیست آنها از سرزمین تاریک پری ها میآیند و برخی میپندارند اینها ارواح پری های مرده هستند . هرچه باشد یه بانشه در کل موجودی ترسناک است . و در واقع گرفتنشان تقریبا غیرممکن چون توانای غیب و فرار از دست جادوگران را دارند . البته یه بانشه رو میشه احضار کرد و تکنیک خاصی هم برای این منظور در دست نیست و مراسم و آداب خاصی را طلب نمیکند .

سگ های سیاه
سگ های سیاه که به نام سگهای شکاری تپه هم معروفند و یا سگهای دوزخی همراه موجودات اهریمنی و خبیث دید همیشوند و اینگونه پنداشته میشود که راهنمایان ارواح خبیث و شیاطین از جهانهای زیرین به جهان ما باشند . . نمونه بارز آن در کتاب سگ شکاری باسکر ویل تالیف سر ارتور کانون دویل میتوان مشاهده کرد که جانی با استفاده از باور مردم در باره این موجود سگی را تعلیم میدهد تا جنایت انجام دهد . البته بررسی در باره این سگهای دوزخی ما را به هکاته که همیشه با سه سگ دوزخی دیده میشود میرساند و این باور در میان مردم است که اگر در مکانی بیش از سه سگ شکاری در شب به ناگه و بی دلیل شروع به نمایند حتما سگی دورخی در حال خزیدن در خیابان است و آماده بردن روحی خبیث به جهان زیرین . این موجود شباهت زیادی با کربروس Cerberus دارد .

دیمونس Daimons
در زبان یونانی دیمونس به معنی انباشته از خرد و علم است . یونانیان باستان اعتقاد داشتن که این موجودات هم بد در میانشان هست و هم خوب که نوع خوبشان به نام ایندیمونس و نوع بدش به نام کاکودیمونس معروف بودن . ایندیمونس ها ارواح نگهبان و به فردی که نگهبانیش میکردند پیش اگاهی داده و محافظتش میکردند . ولی کاکودیمونس ها بر خلاف ایندیمونس ها مردم رو به انحطاط و نابودی میکشاندن . . وقتی که تورات برای اولین بار به یونانی ترجمه شد کلمه دیمون برای شناسایی ارواح خبیث استفاده شده و بعدها به

دمون Demon

تغییر یافت و این آخری بعد ها برای ارواح تاریک بکار گرفته شد .
هم اکنون ملیونها فرد بر این اعتقادند که توسط فرشتگان یا ارواح نگهبان محافظت میشوند . برخی حتی قدرتشان را هم تجربه کردن . صدایشان راشنیدن وجودشان را احساس کردن و حتی موفق به دیدن هر چند کوتاه این موجود شده اند . به طور قطع اینها همان ایندمیمونس های یوانانیاند . از آنجا که به نظر میآید هر فرد دارای یکی از این موجودات است پس ممکنه این موجود همانا زاده روح خودمان باشد و موجودیت مستقل نداشته باشد ویا نه ممکنه موجودی متعلق به جهان دیگر باشد . و با این تفاسیر کاکو دیمونس ها در واقع انعکاسی تاریک از جنبه تاریک روح خودمان است که شامل وسوسه ها تمایلات تاریک در ژرفترین نهان پنهان ماست .
در مراسم جادویی و طلسمات . این احتمال هست که ایندیمون یه فرد مورد نظر جادوگر احضار شود ولی چون ایندیمون هیچ اطلاعاتی به ما منتقل نمیکند اثبات این که خود موجودی مستقل یا رفلکس روح فرد است امکان پذیر نیست . به هر حال هرچه باشد در سطح اثیری قرار دارد از خیلی از مسائل زود تر از نوع بشر آگاه بوده و بشر را محافظت مینماید.

دمون ها Demons
کلمه دمون اصولا به اروح خبیثی اطلاق میشود. آنها موجوداتی خبیث تر و قویتر از کاکودیمون ها هستن و موجودیتشان خیلی بالاتر از وابسته بودن به روان انسان میباشد و مانند فرشتگان موجوداتی مستغل هستن ولی پر از نفرت و گناه و پلیدی . آنچه هستن تنها شر و پلیدی تاریکی نفرت است آنها موجودات قلمرو تاریک اند .
در اعتقادات یهودیت و مسیحیت این موجودات غلامان شیطان یا لوسیفر البته قبل از تمرد شیطان به لوسیفر معروف بود ( فرشته ای که از فرمان خداوند تمرد کرد و بر علیع بشر قیام کرد و از ملکوت اعلا رانده شد) هستن . ولی دمونها تنها مختص عقاید مسیحی و یهودی نیستند بلکه در آین زرتشتی دشمنان ابدی اهورا مزدا
خداوند روشنای و پاکی و غلامان خداوند پلیدی اهریمن هستن ودر مکاتب مصری و جادوگری و پاگان و مکاتب محلی آمریکای ( سرخپوستان ) حتی ژاپنی و چینیان دیده میشوند .
در نتیجه در کل به این نتیجه میرسیم که دمون ها مخالف و دشمن فرشتگان و عرش الهی هستن و در هر مکتب و دینی هم از آنها گزارشاتی متشابه در دست است . اگر دمونها هستن پس اربابانی هم در میانشان هستن که به آنها خدایان تاریک قلمرو تاریکی میگویند و اعتقاد بر این است که دمونها و اربابان تاریک در قلمروی مخالف با قلمرو نور و الهی فرشتگان ساکنند . که به آن قلمرو سایه ها هم اطلاق میگردد . و شایعه است که همیشه قلمرو فانی ما مکانی جهت مقابله این نیروها بوده . و ما نسل بشر در میان این کارزار گیر افتاده ایم که همیشه میخواهیم اعمالی خوب انجام دهیم ولی همیشه هم تمایلات تاریک در ما هست . البته میزان قدرتی که دمونها در میان قلمرو فانی دارند و باعث انحراف میشوند همیشه مورد بحث بوده .برخی از مکاتب میگویند انها تنها توانی وسوسه و تاثیر دارند در حالی که مکاتبی پافشاری میکنند هر کار بدی ناشی ار تسخیر روح ما توسط آنها است .
برای احضار و بر انگیختن دمونها و شناخت بیشتر این موجودات کتبی تحت نام های دمونولوژی و دمونو گرافی هست البته از کتب قدیمی جادوی شیاطین هم میتوان در این باره بهرها جست که بیشتر این کتب و نوشته ها دارای طلسمات . مقابله و کنترل و البته تسخیر این موجودات است.

دموانهای تابناک Bright Demons
دمونها تابناک نامیست که در کل به دمونهای اطلاق میگردد که از قلمرو تاریک خود تمرد جسته و به کمک و مساعدت قلمرو روشنای روی آورده اند و تنها در کتبی بسیار نایاب روش احضار این موجودات اشاره شده . جادوگران و احضار گرانی هم بر این عقیده هستن که دمون تابناکی وجود ندارد واین قدرت کنترل احضار گر و جادوگر است که برای اهداف نیک از این دمونا استفاده میکنند . در کل جادوگران باید همیشه از بر انگیختن دمونها بر حذر باشند حتی اگر دمونی هم به ظاهر تابناک باشد نباید بر انگیخته شود احضار و کنترل دمون واقعا طاقت فرسا و فرسایش و انرژی گیر است .


همزاد Doppelganger
این موجود با نامی از ریشه آلمانی "دابل – گور" تصویری از خود شخص است که واقعا ترسی منحصربفرد را مورد مشاهده القا میکند . تا به امروز ترس از همزاد در ملل مختلف مشهود است . و این ترس در آداب برخی از ملل در پوشاندن تمام آینه های منزلی که در آن فردی متوفی هست نمایان است . کلا همزاد شبیه نسخه ای از کالبد اثیری ما هنگام برون فکنی است و اکثرا برای هشدار خود را به فرد نمایان میکند . در قرون وسطی این تصور را داشتن که یک جادوگر میتواند همیشه یک همزاد را هر وقت بخواهد تولید کند که هم اکنون در عصر ما این نظریه کاملا رد شده و میدانیم که این در واقع همان کالبد اثیری جادوگر است که در برون فکنی . فرافکنی میشود و نه همزاد . متاسفانه در آن زمان بانوان ساحر زیادی بی گناه در اثر همین سوءظن که ثابت میکرد در کارهای جادوگری هستن سوزانده یا به سیاه چاله های مخوف برده شدند.
حکایتی قدیمی میگوید اگر بانوی نوجوان و ساحر روبری آینه با دوشمع به مراقبه بپردازد در میان آن آینه آینده خود را که کنار فرزندان و شوهرش است خواهد دید و اگر در این هنگام این جرات را داشته باشد که به قبرستان برود و در شبانگاه 12 بار دور قبرستان را طواف کند حتما موفق به دیدن همزادش خواهد شد.
و حکایتی دیگر میافزاید کافیست که در شبانگاه 24 آوریل بر در کلیسای محل در آیید و بخواهید هر فردی را که در سال پیشرو خواهد مرد شناسایی کنید همزاد این فرد حتما اگر قرار باشد در سال پیشرو فوت شود با حرکاتی سبک به سمت کلیسا خواهد آمد و اگر این همزاد . همزاد خودتان باشد خواهید فهمید که در سال آتی خواهید مرد .

اژدها
علاوه بر اژدها های عناصر که تا حدودی متفاوت هستند ( و در جایش در باره ان صحبت خواهد شد ). دو نوع کاملا منحصر به فرد اژدها وجود دارد که نوع اول به اژدهای افلاکی ( که به اژدهایان بهشتی هم معروفند ) و اژدهای خاکی ( که به اژدهای زمینی هم معروف است ) نوع اول کاملا خیر خواه و در جهان اثیری و علوی قرار دارند و ممکنه فرم دیگری از فرشتگان هم باشند حتی در انجیل انواع مترقی فرشتگان شبیه موجودی ترسناک از نظر ظاهر تشبیه شده اند . در مکتپ چینی هم اژدهای طلائی نمونه بارزی از این اژدها است
نوع دوم که بیشتر از اسطورهای کهن ملل در باره آن گزارشاتی دیده میشود خزنده ای با قابلیت پرواز. بسیار هوشمند و البته با توانایی باز دمی از آتش است که در حکایتهای اروپای اکثرا توسط شوالیه های عالم و فرهیخته نابود میشوند که اکثرا داستانهای حماسی حامل پیامهای والای اخلاقی است . اگر به فرض محال اژدهای زمینی وجود داشته باشد هنوز هیچ نمونه ای از بقایای این موجود بدست نیامده و اعتقاد عوام براین است که آخرین بازماندگان این نوع در قرون تاریک اروپا بطور کل نابود شده و سوزانده شده اند .




اگرگورها Egregores
در واقع این موجود یک روح قوی ساخته بشر در طبقه اثیری است که توسط یک فرد خیلی قوی درست میشود و یا توسط گروهی از افراد فعال در انجمنی . با توجه به واژنامه های فرقه طلوع زرین یک اگرگور نمونه شفاف و کاملی از تصورات و اقتدار است . و یک اگرگور متعلّق به یک گروه از تک تک اعضای آن برای بقا انرژی میگیرد . تعریف تکمیلی تر برای این موجود اثیری را فرقه سری " آروم سولیس " ارائه میکند که اگرگور را موجودی با انرژی هوشمند در طبقه اثیری میداند که به بصورت خود اگاه و یا ناخودآگاه توسط عامل بشری تولید میشود . و بصورت دقیقتر این که موجود شالوده ای از احساسات و انرژیها و اقتدار گروهی از جادوگران است برای مقاصد ی خاص و اکثرا به عنوان پشت گرمی و تکیه گاه ایجاد میشود . ویا کالبد اثیری است که توسط خود جادوگر تولید و برای مصارف خاص استفاده میشود .
این جمله " هر ایده ای خود دارای زنگی مشخص و شعور است " گواه وجود چنین موجوداتی پشت هر گروه یا ایده ای در طبقه اثیری است . اگرگور ها تنها مختص اجتماعات جادوگری نیستند ( هر چند قویترین اینها همان اگرگور ها جوامع جادوگری است ) هر حزبی ---------- . مکتب تزکیه . هر مسجد هر کلیسا و هر مکان متبرّک هر خانواده حتی هر انجمنی یک اگرگور در طبقه اثیری دارد که توسط انرژیهای اعضا اون گروه بوجود آمده و بزرگ میشود . پس تمام قدرت یک اگرگور قائم به اعضا و اجتماعی است که به آن تعلق دارد برای همین برخی چنان ضعیفند که به دشواری وجودشان احساس میشوند و بلعکس برخی چنان قوی ( تا حدی که خطرناک هستن )
که از لحاظ روحی روی تک تک اعضا تاثیر میگزارند و حتی ممکنه بر روی تاریخ بشری هم تاثیراتی شگرف گذاشته و باعث دگر گونی آن شوند .
یونانیان باستان به این عمل هنر تولید و پرورش خدایان میگفتند . که بدین وسیله خدایان و نمیه خدایان بسیاری توسط بشر خلق شدن که حاصل قدرت الهی نبودند . در چنین نقطه نظری یک اگرگور دیگر مترسک نیست و خود یک روح مترقی در طبقه اثیری است که قائم به ذات خودش است ولی باز کاملا نیازمند توجه افراد اون اجتماع به خود است و گرنه تضعیف شده و حتی نابود خواهد شد . پس لازم به ذکر هست که با این تعاریف مشخص میشود که اگرگورهای فوق العاده قوی هنگام گسترش ادیان ضعیف و نابود شدن چون افرادی زیادی از اجتماعات بشری تغییر روش اساسی در ایده او لوژی خود دادند.
یک اگرگور میتواند در مراسم جادوی بوجود آید و یا از اقتدار یک جادوگر قوی تولید شود . همچین اگرگورهای شخصی نسبت به اگرگورهای یک گروه اجتماعی ضعیفتر هستند ولی توانی تاثیر بر روی جادوگر را دارند . بعه عنوان نمونه میتواند مسئولیتهای را مثلا در اجرای طلسمات بر عهد بگیرند . گاهی احضار ارواح مترقی در مراسم جادوی موجب تولید یک اگرگور شده ویا حتی ممکنه جادوگر را به اگرگوری قدیمی وصل نمایند . در کل اگرگورها هستند چون بشر آنها را ایجاد کرده و از آنها استفاده میکند . فهرست کاملی از اگرگورها را شما میتوانید در کاتالوگ لمینگتون و گوته جستجو کنید .



ارواح عناصر elemental Spirits
المنتالها ارواحی هستند که به قلمرو مادی وارد شده و حامل نیرو و قدرت چهار عنصر همانا خاک . آتش . باد و آب میباشند . تصور کلاسیک درباره این موجودات از ایدهها و اسامی کیمیاگر دوره کهن به نام پاراکلسوس
ایجاد شده و اسامی نمف ها و سیلف ها و گنومها و سمندرها از این جادوگر به ما ارث رسیده . ارواح عناصر ممکنه شبیه به پری ها باشند ولی کاملا یک پری نیستند و خود یک گروه خاص میباشند




گنومها ( گورزادها )
اینها ارواح زمین هستند و قدرتشان حامل قرت خاک و زمین است .آنها مسئول رانش زمین . حرکت زمین و اکتشاف معادن و کلا تام اموری که به زمین مربوط است میباشند . آنها محافظین دفینه های گرانبها و البته معادن طلاو الماسند . آنها فرمی بسیار سنگین . کم تحرک و اکثرا بداخلاق و منزوی هستند و خیلی سخت میتوان با آنها کارکرد. و اگر موفق به جلب اعتماد آنها شوید آنها همراهانی بسیار قوی برای جادوگر خواهند بود . آنها میتواند باعث افسردگی و نومیدی فرد شوند . و یا بلعکس باعث قلیلان اقتدارش و بالا بردن قدرت فیزیکی فرد گردند. گنومها اغلب توسط هدایای که اکثرا میتواند قطعه ای سنگی گرانبها و مجذوب کنند باشد جذب شوند و همیشه به افرادی که سرزمینهای سرسبز و مزارع را اداره میکنند احترام میگزارند وقتی که ظاهر شوند به شکل فردی کوتاه قد لاغر با کتی سبز رنگ همراه ریشی بلند و اغلب با کلاهی بر سر به نظر میرسند . و همیشه به جنس مذکر خود را نمایان میکنند .



نمف ها
نمفها که به نام آندینها هم مشهوراند ارواح عنصر آب هستن . آنها در تمام گونه های طبیعی آب از جمله دریاها . برکه ها جویبار ها رودخانه ها و حتی باران وجود دارند . هر برکه و رودخانه گفته میشود که توسط نمفی نگهبانی میشود . ولی یک نمف ممکنه خانه اش را بخاطر خستگی اش از اون محل و یا مزاحمت بشر برای همیشه ترک کند و به منبع آبی دیگر برود . . بهترین هدیه که یک جادوگر برای جلب رضایت یک نمف میتواند بدهد همانا تمیز کردن خانه این موجود است که میتواند یک رودخانه و یا یک برکه باشد . و حتی کنار یه برکه نشستن مسخ زیبای آن شدن هم می تواند باعث شود که یک بانوی نمف خود را به جادوگر نمایان کند . یک نمف توانای درمان جرحات احساسی فرد را دار است میتواند ناراحتی و افسردگی را شسته و با خود ببرد وقتی آنها خود را به جادوگر نمایان میکنند اغلب به شکل بانوی زیبا و یا شبیه یک پری دریای بوده و همیشه به جنس مونث خود را نمایان میکنند



سیلفها
سیلف ها ارواح عنصر باد هستند . آنها حکمرانان باد ها و آسمانها هستند و راهبر تجمع ابرها و بادهای سهمگین و کلا شرایط جوی هستند . آنها اغلب با صحبت در گوشی و القای افکار با جادوگر ارتباط بر قرار میکندند . سیلفها بسیار نظری مثبت به بشر دارند و خیلی راحت میتواند آنها را احضار کرد .بهترین هدیه برای یک سیلف یک لیوان شیر و یک کاسه عسل است و یا پارچه ای از جنس ساتن تا در آن به خوشگذرانی و بازی بپردازند . سیلفها برای طلسماتی که باعث ایجاد باران میشوند احضار میشوند . آنها با هر دو جنس مذکر و مونث خود را نمایان میکنند سیلفهای مونث ظاهری کاملا شبیه پریان دارند که اغلب کوچک با دو بال زیبا دیده میشوند در حالی که سیلفهای مذکر به شکل موجودی بخار مانند یا دود مانند خود را نمایان میکنند.